خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
305
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
شكل سوم مقتضى اين نتيجه است كه بعض ب الف . پس اين خلف است . در باقى اشكال نيز خلف به همين صورت است . خاصيت اين شكل آن است كه اگر قضيهء حملى به صورت موجبهء كلى باشد و مقدم شرطى كلى باشد ، نتيجه جزئى و مقدمش كلى است و اگر مقدم شرطى جزئى باشد ، نتيجه كلى و مقدم آن جزئى است . اما در صورتى كه قضيهء حملى به صورت موجبهء جزئى باشد ، اگر مقدم شرطى كلى باشد ، هم نتيجه و هم مقدم آن جزئى است و اگر مقدم شرطى جزئى باشد ، هم نتيجه و هم مقدم آن كلى خواهند بود . شكل دوم در اين شكل نيز مانند شكل اوّل ، ضروب منتج از صنف اول شانزده ضرب است . مثال ضرب اوّل : كل ج ب و كلما كان لا شىء من الف ب ف ه ز . فقد يكون اذا كان لا شىء من ج الف ف ه ز . همچنين ضروب منتج از صنف دوم نيز مانند ضروب منتج صنف دوم شكل اوّل ، هشت ضرب است . مثال ضرب اوّل : كل ج ب و كلما كان بعض الف ف ه ز و كلما كان كل الف و بعض ج الف ف ه ز . ضرب دوم نيز همينگونه است با اين تفاوت كه كبرى و نتيجه هردو سالبهء كلى هستند . مثال ضرب سوم : لا شىء من ج ب و كلما كان ليس بعض الف ب ف ه ز . و نتيجه مانند ضرب اوّل است . ضرب چهارم نيز مانند ضرب سوم است با اين تفاوت كه كبرى و نتيجه هردو سالبهء كلّىاند . مثال ضرب پنجم : بعض ج ب و كلما كان بعض الف ب ف ه ز ، و كلما كان كل ج الف ف ه ز . ضرب ششم نيز مانند ضرب پنجم است با اين اختلاف كه كبرى و نتيجهء سالبهء كلىاند . مثال ضرب هفتم : ليس بعض ج ب و كلما كان ليس بعض الف ب ف ه ز ، نتيجهء اين ضرب مانند ضرب پنجم است . ضرب هشتم نيز مانند ضرب هفتم است اما كبرى و نتيجه سالبهء كلىاند . تأليف صغرى و مقدم نتيجه در اين شكل به هيأت شكل سوم است ، اما مقدمات برعكس آنچه در شكل اوّل هست ، مىباشند . بيان لمّى و خلف براى اثبات ضروب منتج در اين شكل ، مانند بيانهاى گذشته است . خاصيت اين شكل آن است كه اگر مقدم كبرى كلى باشد ، در كيف ، مخالف صغرى بوده ، و نتايج جزئى است . اما اگر جزئى باشد ، در كيف موافق صغرى بوده ، نتايج كلى